الشيخ أبو الفتوح الرازي
293
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
است : هر كجا آمد و خواهد آمدن ، و در اين چنين ( 1 ) ، [ جاى ] ( 2 ) مفعول او ( 3 ) محذوف بود حذفا لازما ، و التّقدير : ارايت الرّأى [ ان كنت على بيّنة من ربّي ] ( 4 ) اگر چنان كه من بر بيّنت و حجّت و برهان باشم از خداى خود . و خداى تعالى مرا از نزديك خود رحمتى داده است ، يعنى نبوّت و پيغامبرى . و دگر جاى ، نبوّت ( 5 ) را رحمت خواند ، [ في قوله ] ( 6 ) : أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ( 7 ) - الاية . * ( فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّه ) * ، اين « فا » جواب شرط است فى قوله : * ( إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ ) * . و « آتيني » ، عطف است بر شرط و اين جمله كه : * ( فَمَنْ يَنْصُرُنِي ) * است در جاى جزاى شرط اوّل افتاد . و من ، استفهامى است و مراد نفى و جحد ، المعنى فلا ناصرلي و لا ينصرنى احد من اللَّه . و قوله : * ( إِنْ عَصَيْتُه ) * ، شرطى دگر است و جزاى او هم مثل اين باشد كه رفت . من ( 8 ) قوله : * ( فَمَنْ يَنْصُرُنِي ) * ، و لكن دوم بيفگند ( 9 ) اتّكالا على الاوّل لدلالته عليه ، گفت : اگر چنان كه من بر حق باشم ، و اين نبوّت من از جهت ( 10 ) خداى است - جلّ جلاله - آنگه من در او عاصى شوم براى شما و نگاهداشت جانب شما ، و اين رسالت ادا نكنم ، كيست كه او مرا از خداى با پناه گيرد و ياريى كند ؟ آنگه گفت : * ( فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ) * ، آنگه شما مرا نيفزايى جز خسارت و زيانكارى [ به ] ( 11 ) اين حجّت كه شما دارى از اقتدا به پدران ( 12 ) ، و در دين به تقليد طريقهء ايشان سپردن ، اين قول مجاهد است . حسن گفت : معنى آن است كه ( 13 ) ، اگر من اين كنم به مثابت كسى باشم كه او زيان كند يك بار از پس ديگر تا زيانش بر زيان بيفزايد بر سبيل مبالغت . بعضى دگر گفتند : معنى آن است كه ، شما نيفزايى مرا مگر
--> ( 1 ) . آو ، آج ، بم ، آز : در خبر ، لب : و در اين خبر . ( 2 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء مج ، افزوده شد . ( 3 ) . اساس محذوفى ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها زايد به نظر مىرسد ، و حذف شد . ( 4 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، از قرآن مجيد افزوده شد . ( 5 ) . اساس : سورت ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 11 - 6 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 7 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 32 . ( 8 ) . آج ، لب ، آز : فى . ( 9 ) . آج ، لب ، آز : بيفگندند . ( 10 ) . آو ، آج ، بم ، لب : نبوّت مرا رحمت . ( 12 ) . آج ، لب ، آز خود . ( 13 ) . مل شما بيفزاييد .